![]() |
ناصر عبداللهی، بزرگ مرد بندربه سرش هوای حوّا زد و رفت |
![]() |
آرشیو مطالب |
![]() |
تماس با مدیریت وبلاگ |
![]() |
صفحه نخست |
![]() |
![]() هر مردی شایسته و لایق لقب «مرد» نیست. مرد اونیه که مردانگی داشته باشه و مردانه زندگی کنه. شاید بعضی از مردانی که ما بهشون لقب «مرد» بودن می دیم، فقط مذّکر باشن و نه مرد.
امّا شهید ناصر عبداللهی مرد بود. «مرد بندر»
RSS طراح قالب |
تصمیم داشتم وبلاگ رو برای همیشه تعطیل کنم و فقط به وبلاگهای ناصریایی برم و از مطالبشون بهره ببرم. به هر حال دوستانی همچون مینای مهربون و مهدی و یلدای عزیز بهتر می تونن حقّ مطلبو ادا کنند. مخصوصاً که این چند وقت اخیر، اتّفاقاتی افتاد که دیدم قطرۀ خیلی کوچکی هستم و هرگز نمی تونم از این دریای بی کران حرفی بزنم. اتّفاقاتی که برای شخص خودم افتاد و مدّتی شدیداً دپرسم کرد و اگه وجود همیشه مهربون خدا، روح ملکوتی ناصر عبداللهی با اون همه بزرگواریش، حتّی بعد از رفتن از این دنیای فانی و دلداری دوستانم نبود، تا حالا هزار بار دق کرده بودم. و این آخرین اتّفاقی بود که افتاد: گوش دادید؟ یه شب آقا مهدی اینو واسم فرستاد و منم گوش دادم. این قطعه مربوط می شه به یکی از کنسرتهای ناصر عبداللهی. وقتی اینو شنیدیم، هر دومون حالی بهمون دست داد که غیر قابل توصیفه. می گه: یا به زوال می روم، یا به کمال می رسیم. توجّه کردید؟ زوال رو برای خودش گفت و کمال رو جمع بست. بازم به قول آقا مهدی:«همۀ نامردا فدای مردانگی ناصر.» با همۀ این حرفا، من دیگه چی می تونم از ناصر بگم؟ بگم ناصر عبداللهی مرد بزرگی بود؟ چقدر؟ چطور؟ اگه حرفی از بزرگمردی و مردانگی و رأفت ناصر عبداللهی زده بشه، به این متّهممون می کنند که بعد از مرگش برامون عزیز شده! یا به قولی یه نفر، حالا که مرده، تو قبر که دیگه نمی تونه بخونه، می تونه؟ در جواب این افراد باید بگم: «آره، می تونه بخونه.»
(۱)
وَ لاتَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللهِ اَمواتاً بَل اَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون* ۱. عکس برگرفته شده است از http://nasserabdollahi.blogsky.com/ در ادامه مطلب بخوانید:
ادامه مطلب
در ادامه مطلب بخوانید...
ادامه مطلب |